هوش هیجانی، احساسی یا هوش عاطفی یکی دیگر از گونه های هوش است.
این هوش به انگلیسی Emotional Intelligence یا به صورت مخخف EI خوانده می شود. اما برخی از مردم از روی ناآگاهی آن را EQ می نامند.
هوش هیجانی به معنی توانایی شناخت و کنترل هیجانات، احساسات و عواطف است. هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است. هوش هیجانی ۵ حوزه ی بنیادین دارد.

برچسب:
نویسنده: علی
در زمینه ی هوش ما با دو دیدگاه هوش کلی و هوش چندگانه روبه رو هستیم. در این جا به برخی از دیدگاه های هوش می پردازیم.

روان شناسان و پژوهشگران در آغاز، هوش را یک توانایی کلی برای استدلال منطقی تعریف می کردند. این دیدگاه همان دیدگاه کلاسیک هوش یا هوش کلی است. در این دیدگاه هوش به صورت یک کل بررسی می شود.
هوارد گاردنر دیدگاه هوش چندگانه را برای نخستین بار مطرح کرد. او بر این باور بود که دیدگاه کلاسیک، هوش را صرفا به عنوان توانایی استدلال منطقی تعریف می کند در حالی که چنین نیست. گاردنر پی برد که افراد در فرهنگ های گوناگون، نقش های گوناگونی را به انجام می رسانند. هر یک از این نقش ها بر پایه ی مهارت و توانمندی خاصی بنا شده است با این حال موفقیت عمل فرد در هر یک از این فرهنگ ها ارزش یکسانی دارد. پس او دیدگاه هوش چندگانه را ارائه داد.
بر پایه ی دیدگاه گاردنر هوش یک توانایی کلی نیست و هوش های گوناگونی وجود دارد که در کنار یک دیگر به صورت ترکیبی عمل می کنند. او هوش را این گونه تعریف کرد: «توانایی حل مسئله یا ابداع راه حلی که در فرهنگ یا اجتماع خاصی کاربرد دارد». بر پایه ی دیدگاه گاردنر وجود هوش های چندگانه این امکان را فراهم می کنند که افراد کارهای گوناگون مانند پزشک، کشاورز، بازیگر و … شوند.
گاردنر هوش را به ۷ بخش، بخش بندی کرد.
هوش زبانی، توانایی به کارگیری زبان در زندگی است. هوش زبانی استعداد سخن گفتن در کنار ساز و کارهای آواشناسی (گفتار)، دستور زبان، معناشناسی و کاربردشناسی است.
توانایی فهم موسیقی، ساخت، انتقال و درک معنای آهنگ در کنار ساز و کارهای زیر و بمی، ریتم و طنین و کیفیت صداست.
توانایی بهره گیری و درک روابط در غیاب اعمال و اشیا را دربرمی گیرد. این به معنای درگیر شدن در تفکر انتزاعی است.
توانایی درک اطلاعات فضایی و دیداری، دگرگون کردن آن ها و ساخت تصاویر ذهنی بدون حضور محرک اصلی را دربرمی گیرد. هوش فضایی توانایی ساختن تصاویر ذهنی سه بعدی و حرکت دادن و چرخاندن آن تصاویر را نیز دربرمی گیرد.
توانایی بهره گیری از بخشی از بدن یا کل بدن برای حل مسئله یا راه حل سازی از جمله کنترل حرکات ظریف، خشن و دستکاری ماهرانه ی اشیا است.
توانایی درک احساس، نیت ها و انگیزه های خود است.
توانایی شناخت و تمایز بین احساس، باورها و نیت های دیگران است.
برچسب:
نویسنده: علی
هنگامی که از مردم بپرسید هوش چیست؛ بیش تر از هوش با عنوان عقل انسان یاد می کنند. یا از هوش هیجانی و یا IQ سخن می گویند. اما به راستی هوش چیست؟
![]()
«هوش، فرآیندی ذهنی و دربرگیرنده ی ظرفیت منطقی، درک خودآگاهی، یادگیری، مهارت حل مسئله، برنامه ریزی، خلاقیت، دانش فردی، زبان و… است. هوش، توانایی یادگیری از تجربه ها، تفکر انتزاعی و برخورد کارآمد با محیط و افراد پیرامون خود است».
هوش در همه ی مردم یکسان و به یک اندازه نیست و تفاوت های فردی در این زمینه بسیار برجسته است. چیزهای گوناگونی مانند عوامل فیزیولوژیکی، وراثت، یادگیری، شرایط خانوادگی، شرایط محیطی اجتماعی و عوامل فردی در میزان هوش نقش دارند.
برخی از روان شناسان بر این باورند که هوش یک توانایی عمومی برای درک مطلب و استدلال است و خود را به صورت های گوناگون نشان می دهد.
ما با بهره گیری از هوش است که می توانیم در برابر دیگران و محیطی که در آن هستیم رفتاری مناسب از خود بروز دهیم و کنش و تعامل سازنده ای با دیگران داشته باشیم و به حل مسائل زندگی بپردازیم.
برچسب:
نویسنده: علی